رقص شعله بر لب و داغ گلوله بر پیشانی جوانان، سبز و سرودخوان از دهلیز تاریکی و تیزاب گذشتند... * مادران با نگاه حیران نگریستند با سرانگشت لرزان، کاکل خونین جوانان را شانه زدند بوسه ای بر دهان شکسته * از هر گوشه ندایی خاموش شد در هر کنار سهرابی بر خاک افتاد * جنگلی از زمین جوشید دریایی بر بام خانه ها امواج: خدا بزرگترست... از هر گوشه ندایی رویید و در هر کنار سهرابی بر پا خاست... * تبسم گرم مادران شوق لرزنده در چشمان