تبليغاتX
مرد تنها

 

+ Author مرد تنها . 88/07/23 . 19:8 |
 

رقص شعله بر لب
و داغ گلوله بر پیشانی
جوانان، سبز و سرودخوان
از دهلیز تاریکی و تیزاب گذشتند...
*
مادران با نگاه حیران نگریستند
با سرانگشت لرزان، کاکل خونین جوانان را شانه زدند
بوسه ای بر دهان شکسته
*
از هر گوشه ندایی خاموش شد
در هر کنار سهرابی بر خاک افتاد
*
جنگلی از زمین جوشید
دریایی بر بام خانه ها
امواج: خدا بزرگترست...
از هر گوشه ندایی رویید
و در هر کنار سهرابی بر پا خاست...
*
تبسم گرم مادران
شوق لرزنده در چشمان

+ Author مرد تنها . 88/05/23 . 21:22 |
 

زاده شدم

روزی شاید مثل امروز

شاید گرمتر یا کمی خنک تر

زود گذشت.زود میگذرد و من به پایان نزدیک و نزدیکتر میشوم



روز تولدم چه زود رسید.

مثل همیشه.

+ Author مرد تنها . 88/05/01 . 23:58 |
 

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان،
 
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
+ Author مرد تنها . 88/03/29 . 1:21 |