تولد
بعد مدتها
....
شب تولدم
...
با کلی حسرت...
با کلی گذشته خوب و بد...
باکلی ایکاش ها...
و
خوشحالم که هستم با زندگی نو....
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۰۱ ساعت 23:28 توسط مرد تنها
|
....
شب تولدم
...
با کلی حسرت...
با کلی گذشته خوب و بد...
باکلی ایکاش ها...
و
خوشحالم که هستم با زندگی نو....
کبریت های سوخته هم،
روزی درخت های شادابی بوده اند
مثل ما،
که روزگاری می خندیدیم
قبل از اینکه عشق روشنمان کند!
هی...
وبلاگ لعنتی...
چرا وقتی دلگیرم یاد تو می افتم؟؟؟

یادت باشد
فرقی نمی کند تو
دل ببری
یا من
دل ببازم ،
اگر حکم ، حکم دل نباشد ،
دیر یا زود یک نفر خواهد برید...


همهچیز را که نمیشود با هم داشت؛
من
شعرهایم را دارم
تو
معشوقهای بیشمارت را !
هوای چشم من و تو چقدر بارانی است
و باغ ، منتظر یک اتفاق " روحانی " است...
رویش گلهای بنفشه بر ساقه سبز 88 مبارک.